محمد تقي جعفري
72
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
قرار مىدهد و گناهان شما را محو و شما را مىبخشايد و خداوند داراى فضل بزرگى است ) . نتيجهء آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است همهء ما مىدانيم كه شناخت حق و باطل و تفكيك آن دو از يكديگر ، اساسىترين مسئلهء زندگى است كه بدون آن ، هيچ فرد و گروه و جامعه اى نمىتواند ادعاى انسان بودن نمايد . شناخت حق و باطل و تفكيك آن از يكديگر ، همان اندازه ضرورت دارد كه قانون براى زندگى . ممكن است گفته شود : زندگى و قانون از آن مفاهيم عمومى هستند كه در بررسيهاى علمى ، بهر شكلى كه مناسب باشد ، بايد مشخصتر شوند ، به همين جهت است كه ما بايد معناى مشخصترى را براى دو مفهوم مزبور در نظر بگيريم تا نتيجهء مسئله روشنتر بوده باشد . بطور كلى زندگى آدمى پديدهء خاصى است كه همه چيز و در همهء احوال و اوضاع نمىتواند تأثير مثبت در آن داشته باشد . بلكه بعضى از چيزها براى زندگى مثبت و بعضى ديگر منفى و دسته اى از چيزها حالت بيطرفى دارند . بنا بر اين ، حيات آدمى در جريان خود در برابر سه نوع پديده قرار مىگيرد : نوع يكم - پديدههاى مثبت مانند خوردنىها و آشاميدنيها و لباس و مسكن و وسايل بهداشت با نظر به بعد جسمانى او و پديده و حقايق ذهنى و روانى مانند علم و انديشه و تنظيم خواستهها و اراده و تعقل با نظر به بعد روانى او . نوع دوم - پديدههاى منفى مانند هر چيزى كه به بعد جسمانى او آسيب وارد بسازد ، مانند بيماريها و عوامل مضر ديگر . يا ضررى بر ابعاد ذهنى و روانى او وارد بياورد ، مانند انحراف در انديشه ، اختلالات در اراده ، جهل و حماقت و بىشخصيتى و غيره . نوع سوم - پديدههاى بيطرف ، اين پديدهها عبارتند از حقايقى كه زندگى